تبليغاتX
مجنون یار




مجنون یار

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك مجنون
دوستان عاشق مجنون
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
ارزوی من...

همه ارزویم تو را داشتن تا ابد بود

تا رسیدن به تو فاصله قد یه سد بود

فاصله من وتو اون دوتا پلک قشنگه

قصه خواستن ماه ودست کوتاه پلنگه

تا یه شب خوابتو دیدم تو رو با خودم دیدم

توی رویاهام هزار بار به وصال تو رسیدم

حالا بیدارم و بی تو با نگاهی که غمینه

تو رو میبینه وچشمات انگار اونو نمیبینه

موج التماس چشام پی ساحل نگاته

کاش میدونستی توی دنیا یکی هست که چش به راته

ارزوی همه موجارسیدن تالب شن هاست

رسیدن تا لبت ارزوی من تنهاست

همه ارزوی قلبم باتو بودن روز شب بود

تا رسیدن به تو اما جونم پای لب بود


نويسنده: کیارش مورخ: شنبه پنجم مرداد 1387 در ساعت: 0:0
|+|
تقصیر من نبود.

  

چرا؟

 

زندگی شیبی ست عشق سیبی ست ووای بر حال ان کس که درعشق پایبند نظم وترتیبی ست

واما تو...

قرارنبود ان روزهای تو جایشان را با این روزهای من عوض کنند.

قرارنبود عشق هم مثل گیلاس بوسه عیدی وتعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد

قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.

قرارنبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند

قرارنبود هرچه قرارنیست باشد

قرارتنها بربی قراری بود وبس

گمان نمی کنم گناه من سنگین ترازکناه تو باشد اما یقین دارم که کودک دلت بیشتر از پیش

بهانه لالایی های شعر گونه ام را میگیرد

مهم نیست

فقط یک چیزیادهمه بماند اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنهابرایت مینویسم خودت خواستی

 

تقصیر من نبود

 


نويسنده: کیارش مورخ: پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 در ساعت: 3:44
|+|
تودرقلب منی...

تودرقلب منی...

 

 

ومن امشب زیر این اسمان رنگ خدا

بار دیگر به بلندای غمت خواهم گفت که

 تو در قلب منی...

ومن امروزتوی این کوچه تنگ

که به پهنای دلت مینازد

به وضوح نگهت خواهم گفت که

 تو در قلب منی...

ومن اکنون به قسم یاد کنم

که نه شب وروز

بلکه

تا ان زمان که جان در دل این شیدا

هست

به همه خواهم گفت که

 

تودر قلب منی...

 

 

 

 


نويسنده: کیارش مورخ: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 در ساعت: 19:56
|+|
عشق یعنی ...

عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی یعنی سراب


عشق یعنی خواستن و له له زدن عشق یعنی سوختن و پر پر زدن


عشق یعنی سال های عمر سخت عشق یعنی زهر شیرین،بخت تلخ


عشق یعنی با" خدا یا "ساختن عشق یعنی چون همیشه باختن


عشق یعنی حسرت شب های گرم عشق یعنی یاد یک رویای نرم


عشق یعنی یک بیابان خاطره عشق یعنی دیوار بدون پنجره


عشق یعنی گفتنی با گوش کر عشق یعنی دیدنی با چشم کور


عشق یعنی تا ابد بی سر نوشت عشق یعنی اخر خط بهشت


عشق یعنی گم شدن در لحظه ها عشق یعنی ابیه بی انتها


عشق یعنی یک سوال بی جواب عشق یعنی رفتن توی خواب


دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می

مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت

 

 

خواهم داشت


نويسنده: کیارش مورخ: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 در ساعت: 19:45
|+|
I LOVE YOU
                       

 

تقدیم به لیلی من

 

بگذار اعتراف كنم كه تنها در پناه چشمان توست كه هر لحظه به زندگي اميدوار

 مي شوم... 

پس تو را به لطافت لاله ها و مظلوميت شقايق ها سوگند مي دهم

كه مرهم نگاهت را از دل زخمي من دريغ مدار... 

 دلم مي خواست اشك بودم و ازگوشه چشمانت مستقيما ‏پايين مي آمدم

وبه مژگانت مي نشستم و سپس روي گونه هايت جاري مي شدم و به روي لبهايت مي مردم.

چشم وقتي زيباست كه اشك بريزد ... 

 اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشد...

 عشق وقتي زيباست كه براي تو باشد ...

 و تو وقتي زيبايي كه براي من باشي... 

بي تو گلي هستم بي گلبرگ

شمعي بي شعله...

كويري سوزناک...

خنده اي بي صدا...

زنده اي بي روح...

روحي بي احساس...

و سرانجام نقطه اي هستم بي نشان در درياي پر تلاطم زندگي...

با همه اين وجود براي هميشه مي گويم  دوستت دارم

قلب مرا باور كن

 

 

 


نويسنده: کیارش مورخ: شنبه دهم فروردین 1387 در ساعت: 17:44
|+|
زندگی
هنوز درجهان سوال های هست
که بی جواب مانده اند
ـ انسان؟
ـ سرنوشت؟
ـ عشق؟
ـ مرگ؟
ـ خدا؟
و زندگی که... جواب همه سوالهای جهان است:::گل نرگس***:::عج***
نويسنده: کیارش مورخ: جمعه دوازدهم بهمن 1386 در ساعت: 17:41
|+|
غم

زاده غمم
ويرانه ام بدون سرپناهي
باران اشکها به سادگي بي چتر بودن بر گونهاييم جايي کنند
قلب______م بي منت عشق رسواست
غمگينم
غمگينم غمگين


 




نويسنده: کیارش مورخ: شنبه بیست و نهم دی 1386 در ساعت: 13:42
|+|
دوست دارم

دوست دارم دستم را بگيری و مرا نوازش کنی...

دوست دارم اشکهايم را با دستانت از گونه هايم پاک کنی..

دوست دارم تو را در اغوش بگيرم و گريه کنم.........

دلم بدجوری هواتو کرده.......

کاش می توانستم دستان گرمت را بگيرم..!!!

کاش می توانستم از نزديک در چشمان عاشقت نگاه کنم...!!!

اما اين فاصله بين من و تو نمی گذارد تنها عشقم را از نزديک ببينم..

ای خدا اين فاصله را از ميان ما محو کن که ديگر طاقتم به پايان رسيده..!

ديگر طاقت اين دوری را ندارم....

عشق پر از درد است اما دوری از عشق پر درد تر از يک درد است....!!!!!!!

سرنوشت سر به سر اوقات تلخ من نگذار که بدجوری دلتنگم..................

 

 

دنیا را بد ساخته اند...

 

 


نويسنده: کیارش مورخ: یکشنبه هجدهم آذر 1386 در ساعت: 18:59
|+|
زندگی
 

 

 

زندگی یعنی مسیری رو به آب 

زندگی یعنی نه بیداری نه خواب

 زندگی یعنی سرای امتحان

 زندگی یعنی در آن عاشق بمان

 زندگی یعنی کمی و کاستی

 زندگی یعنی دروغ و راستی

 زندگی یعنی صفا، مهر و وفا

 زندگی  یعنی ستم، جور و جفا

 زندگی یعنی سفر،راهی دراز

 زندگی یعنی جهانی رمزدار

 زندگی یعنی مهی در پشت ابر

 زندگی یعنی بلا و درد و صبر

 زندگی یعنی دو روزی میهمان 

زندگی یعنی فریب میزبان

زندگی  یعنی ...


نويسنده: کیارش مورخ: یکشنبه هجدهم آذر 1386 در ساعت: 18:33
|+|
یه شعر قشنگ از مریم حیدر زاده




می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم
اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میآد بری بدون من بری سفر
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو یادم می آد وقتی که بارون می زنه
ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی مرگ گلهای مریمه
نگام کن و برام بگو بگوی می ری یا می مونی
بگو دوسم داری یا نه مرگ گلهای شمعدونی
نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها


نويسنده: کیارش مورخ: سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 در ساعت: 22:12
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir